تبليغاتX
ندای آزادی
در مورد مسائل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی
سعید قاسمی نژاد

 

چهارشنبه، 11 اردیبهشت 1387


 سعید قاسمی نژاد  سرشناس ترین چهره ی گروهی است که به عنوان دانشجویان لیبرال شناخته می شوند.او در سال 82 به زندان رفت و در سال 86 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد. او هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد عمران در دانشگاه تهران و عضو سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم) است.از قاسمی نژاد تا کنون مقالات و ترجمه های پر شماری در مطبوعات داخلی و سایتهای اینترنتی منتشر شده است. وی هم اکنون نیز دبیر سرویس اندیشه ی ماهنامه ی فردوسی است. با او در مورد وضعیت فعلی و آینده ی دانشجویان لیبرال به گفتگو نشسته ایم.

 
س) بیش از یک سال است که دانشجویان لیبرال در دانشگاههای کشور خصوصا دانشگاههای تهران فعال هستند. لطفا در مورد ماهیت گروه دانشجویان لیبرال و نسبتش با دیگر گروههای دانشجویی توضیح دهید.
 
 ج) در پاسخ به این سئوال اولین نکته ای که اشاره به آن را مهم می دانم این نکته است  که بر خلاف آنچه بعضا پنداشته می شود ما یک سازمان سیاسی یا تشکیلات نیستیم. یعنی ما به عنوان دانشجویان لیبرال در دانشگاههای کشور یک تشکیلات یا سازمان سیاسی نداریم. دانشجویان لیبرال در واقع اشاره به حضور قوی و جدی یک طیف فکری و ایدئولوژیک در دانشگاههاست که به لیبرالیسم باور دارند و در راه بسط گفتمانی آن می کوشند. دانشجویان لیبرال اشاره به یک طیف فکری است که آرمانهای لیبرالیسم را پذیرفته اند و معتقدند نجات جامعه ی ایران از این دور باطل عقب ماندگی ، رکود و انزوا در گروی حرکت در افق این آرمانهاست. آرمانهایی نظیر اقتصاد آزاد، حاکمیت قانون، حقوق بشر و دموکراسی. ما در شرایط کنونی به شدت از اینکه به یک سازمان سیاسی تبدیل شویم پرهیز داریم. برای این پرهیز دو دلیل عمده داریم یکی حساسیت حاکمیت است که به هیچ وجه یک سازمان سیاسی-دانشجویی لیبرال را تحمل نخواهد کرد و دیگر اینکه حرکت به سوی سازمان در این شرایط ما را از کارهای تئوریکمان که در حال حاضر برای پیشبرد جنبش لیبرالی بسیار مهم و حیاتی است باز می دارد و ما را درگیر اصطکاک فرساینده با حاکمیت و سایر نیروها می کند.
 
 س) دانشجویان لیبرال اگر سازمان یا تشکیلات نیستند پس چه هستند؟
 
 ج) عرض کردم ما یک طیف هستیم، یک حلقه ی مطالعاتی - تئوریک. ما از طریق شیوه های پذیرفته شده ی مدنی نظیر نوشتن و گفتگو باگروههای دانشجویی سعی می کنیم فکر لیبرالیسم را در دانشگاهها گسترش دهیم. در واقع ما بیش از اینکه بخواهیم تبدیل به یک سازمان شویم مایلیم که یک think tankباشیم. ما در دانشگاهها معتقدیم که سازمانهای دانشجویی موجود خصوصا دفتر تحکیم وحدت باید تقویت شوند. معتقدیم که دفتر تحکیم تا وقتی که در افق دموکراسی و حقوق بشر حرکت می کند و تا وقتی که بر استراتژی دوری از قدرت پا فشاری می کند می تواند تشکیلات مناسبی برای پیشبرد مبارزات دانشجویی باشد. تا حالا نیز سیاستمان تقویت و همکاری با تحکیم بوده.این همکاری تا وقتی که تحکیم به دموکراسی و حقوق بشر و به دوری از قدرت وفادار باشد ادامه خواهد داشت.هر چند که همکاری ما به عنوان یک حلقه ی فکری با تحکیم در چارچوب سیاست اعلام شده ی ائتلاف و انتقاد بوده و خواهد بود. از نظر ما چیزی که مهم است حرکت کلیت جنبش دانشجویی در افق دموکراسی و حقوق بشر است به این جهت است که ما از حضور دیگرگروههای دانشجویی باورمند به دموکراسی و حقوق بشر به در دانشگاهها استقبال می کنیم و در همین چارچوب حاضر به همکاری با آنها نیز هستیم هر چند که معتقدیم به وجود آمدن تشکیلات جدید دانشجویی در افق دموکراسی و حقوق بشر با توجه به فشارهای موجود اگر نگوییم غیر ممکن لا اقل بسیار دشوار است.
 
 س) ولی طی یکسال گدشته بسیاری از چهره های شناخته شده ی حلقه ی شما در پراتیک دانشجویی هم حضور فعال و جدی داشته اند. برخی مانند خود شما با حکم زندان تعلیقی مواجه شده اند و برخی نیز به دادگاه احضار و یا از تحصیل محروم شده اند
 
 ج) حضور برخی چهره های دانشجویی لیبرال در پراتیک دانشجویی در چارچوب همان سیاست همکاری با نیروهای دموکراسی خواه دانشجویی بوده. وگرنه استراتژی ما همان است که عرض کردم. با این حال ما در مواقعی که احساس کرده ایم گروههایی مثل تحکیم به کمک احتیاج داشته اند بی هیچ چشم داشتی به کمک آنها شتافته ایم.
 
س) پس به نظر شما دلیل این همه حساسیت برخی محافل امنیتی مثل روزنامه ی کیهان نسبت به دانشجویان لیبرال و خطاب کردن آنها به عنوان گروهک غیر قاونی چیست؟ به عنوان مثال مطالبی که روزنامه ی کیهان علیه شما و رشید اسماعیلی و این اواخر احسان رمضانیان منتشر کرد.
 
 ج) فکر کنم این سئوالی است که باید از گردانندگان کیهان بکنید. در هر صورت این نظر لطف آقای شریعتمداری است که اینقدر به ما و حلقه ی ما توجه و علاقه نشان می دهند! ولی برای من قابل درک نیست که چطور می توان به یک حلقه ی فکری عنوان غیر قانونی داد؟! مگر فکر هم غیر قانونی می شود؟! شاید این موضوع  ناشی از حساسیت حاکمیت با اندیشه های لیبرالی باشد. و اینکه گسترش لیبرالیسم را برای خودشان خطر تلقی می کنند. به هر حال ما یک حلقه ی فکری هستیم که هیچ کار غیر قانونی انجام نمی دهیم و خودمان را به قوانین ملتزم می دانیم. ما میکوشیم که حرکتهایمان بر مدار عقلانیت و بر مبنای اصول و پرنسیبهای مشخص و شفاف سیاسی و فکری باشد.
 
 س) ارزیابی تان از کارنامه ی دانشجویان لیبرال تا کنون چه بوده و آینده ی آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟

ج) به نظرم دانشجویان لیبرال طی یکسال گذشته کارنامه ی قابل دفاع و درخشانی از خود به جا گذاشته اند. ما در مبارزه با افکار توتالیتر و غیر دموکراتیک از لنینیسم گرفته تا بنیادگرایی دینی موفق بودیم. و با همکاری سایر نیروها اجازه ندادیم جنبش دانشجویی از مسیر درست دموکراسی و حقوق بشر خارج شود. در عین حال آینده را نیز برای تمام نیروهای لیبرال ایران باز و روشن می بینم چرا که لیبرالیسم و نهادهای برخاسته از ان همه جا نشان داده اند که کارا ترین فکر ها و نهادها هستند و در عین حال هیچ گریزی از آنها نیست. هیچ جایگزین بهتری برای ارزشها و نهادهای لیبرال وجود ندارد.

 منبع خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

روز جهانی کارگر
چهارشنبه، 11 اردیبهشت 1387


ادوارنیوز: از ورود کارگران عضو سندیکای شرکت واحد به مراسم روز کارگر که توسط خانه کارگر برگزار برگرار شده بوده است،جلوگیری شد.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز در جریان مراشم جشنی که به مناسبت اول ماه می توسط خانه کارگر برگزار می شده است،نیروهای امنیتی انتظامی حاضر در برابر سالن از حضور برخی اعضای سندیکای شرکت واحد از جمله داوود نوروزی عضو هیئت رییسه سندیکا در این مراسم جلوگیری کردند.


نوروزی در گفتگو با ادوارنیوز با بیان این خبر گفت: هنگام ورود بنده و برخی دوستان به سالنی که خانه کارگر در آن به اصطلاح مراسم روز اول ماه می را برگزار می کرد نیروهای امنیتی حاضر بعد از چک کردن کارتهای ما ، اعلام کردند که ما حق حضور در این برنامه را نداریم و در برابر اعتراض ما مبنی بر اینکه ما کارگر هستیم و حق طبیعی ما شرکت در این برنامه عمومی است، ما را تهدید به بازداشت نمودند.


نوروزی با انتقاد از نحوه رفتار افراد مرتبط با خانه کارگر گفت: این آقایان هم بجای اینکه ماموران امنیتی را مجاب به حضور ما در برنامه کنند، ضمن برخورد با ما، اعضای سندیکا را وابسته و عامل بیگانه خطاب قرالر دادند.


نوروزی ادامه داد: در هنگام ورود آقای محجوب که اخیرا به عنوان نفر سی ام به نمایندگی تهران رسیده است، به جلوی ماشین او رفتم و از وی خواستم که به عنوان نماینده مجلس زمینه حضور ما را در این مراسم فراهم کند، اما اقای محجوب بعد از رویت کارت شناسایی بنده گفت: شما به این مراسم دعوت نشده اید و حق حضور ندارید، در پاسخ به وی اینجانب بر عمومی بودن این برنامه برای همه کارگران تاکید کردم اما ایشان این برنامه را خصوصی دانست و رفت.
نوروزی گفت: تشکیلات خانه کارگر با بودجه عمومی برای کارگران اقدام به برگزاری مراسم می کند اما به گروهی از آنان اجازه حضور در برنامه داده نمی شود.

 
نوروزی گفت: در این وضعیت که ما را به عنوان میهمان به مراسمهای کارگری راه نمی دهند قطعا نمی توان انتظار داشت که کارگران بتوانند بصورت مستقل برای خود مراسم اول ماه می برگزار کنند.

منبع خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

بزرگداشت معلم

 

معلماني که شش ماه حقوق نگرفته اند - پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 [2008.05.01]

سیاوش فرهنگي

روز معلم، در شرايطي فرا رسيده است كه به نوشته خبرگزاري مهر، «ارديبهشت هر سال كه فرا مي رسد، ‏مديران مدرسه به كما مي روند و تا زماني كه دوازدهمين روز اين ماه سپري نشود، از اين وضعيت خارج نمي ‏شوند، چون نمي خواهند شرمنده معلمان زحمتكش شوند.»‏

البته در توضيح بهتر اين موضوع مي توان به گفته فعالان حقوق معلمان اشاره كرد كه خواسته هاي صنفي يك ‏ميليون و دويست هزار معلم، از جمله اجراي نظام پرداخت هماهنگ و پرداخت مطالبات معوقه آنان، به رغم ‏وعده هاي مسئولان تحقق پيدا نكرده است.‏

يكي از اين مسئولان،‌ عليرضا علي احمدي، وزير آموزش و پرورش،‌ است كه در چند مصاحبه گوناگون از چند ‏هفته قبل از سال نو شمسي تاكنون،‌ گفت كه مطالبات معوقه معلمان پرداخت شده است و يا مي شود. با اين همه، ‏گزارش ها حاكيست كه در برخي از استان ها، اين مطالبات پرداخت نشده اند و در برخي ديگر، بخشي از آنها ‏پرداخت شده است.‏

اين درحاليست كه بر اساس اطلاعيه كانون صنفي معلمان ايران در روز 27 فروردين، حقوق ناچيز فرهنگيان،‌ ‏حتي نيمي از اجاره مسكن آنها را پوشش نمي دهد و معلمان با مشغول شدن به كارهاي دوم و سوم و بعضا ‏تحقيرآميز،‌ كارآمدي خود را دست مي دهند.‏

‎اعتصاب و تجمع‎

بدقولي مسئولان دولت محمود احمدي نژاد در انجام مطالبات صنفي معلمان كه خواستار برخورداري از زندگي ‏شايسته در جامعه هستند، اعتراض آنان را به دنبال داشته است. اين اعتراض به شكل اعتصاب در دبيرستان ها و ‏مدارس راهنمايي برخي از مناطق اطراف تهران و همچنين شمال شرقي و جنوب غربي ايران بروز كرده است.‏
سايت معلمان، ‌متعلق به كانون صنفي معلمان ايران، در همين زمينه خبر داده است كه از ابتداي ارديبهشت ماه،‌ ‏اعتصاباتي در اسلام شهر، رباط كريم، ‌قلعه حسن خان(شهرك قدس) و بوشهر به وقوع پيوسته اند و معلمان سر ‏كلاس هاي درس نرفته اند. اين گزارش حكايت از آن دارد كه اعتصاب معلمان در قلعه حسن خان،‌ حداقل به مدت ‏يك هفته ادامه داشته است.‏

اين اعتراض ها تنها به معلمان محدود نشده است. در اين مورد مي توان تجمع حدود 300 تن از فرهنگيان ‏بازنشسته در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان كرمانشاه را مثال آورد كه براي سومين مرتبه در طول دو ‏هفته اقدام به اين گردهمايي كردند. ‏

تجمع كنندگان خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت خود بودند و با انجام آن از طريق دادن سهام عدالت مخالفت ‏ورزيدند.‏

در جريان اين اعتصاب ها و تجمع، مسئولان به ناراضيان قول دادند كه خواسته هاي صنفي شان برآورده خواهد ‏شد. اما موضوع جالب توجه در اين رويدادها،‌سخنراني حسين علي، رييس آموزش و پرورش اسلام شهر براي ‏معلمان اعتصابي بود كه در روز سوم ارديبهشت انجام شد.‏

وي گفت كه 100 ميليون تومان را با چك شخصي خود براي مصارف آموزش و پرورش اين منطقه قرض كرده ‏است. حسين علي افزود كه سازمان وي حدود 650 ميليون تومان به كسبه و معلمان بدهكار است.‏

‎سي راهكار وزير‎

عليرضا علي احمدي،‌ وزير آموزش و پرورش، در مصاحبه اي مطبوعاتي در روز نهم ارديبهشت از ارائه 30 ‏راهكار براي ارتقاي منزلت و كمك به معيشت فرهنگيان خبر داد و ابراز اميدواري كرد كه با ابلاغ اين راهكارها، ‏فصل نويني در ارتقاء منزلت و كمك به معيشت فرهنگيان آغاز شود.‏

او تهيه منشور حقوق، اختيار و وظايف معلمان در نظام معلمي را يكي از اين راهكارها خواند و افزود: «بهبود ‏ضوابط گزينش معلمان و متمايز كردن آن از كارمندان، ايجاد شوراي حل اختلاف فرهنگيان با اداره خود ‏آنها،‌افزايش ميزان سهام عدالت براي هر نفر يك ميليون تومان يا هر خانواده پنج ميليون تومان، از جمله ‏راهكارهاي ديگر است.»‏

ايجاد تسهيلات در زمينه خودروي اقساطي،‌ تعويض خودروهاي فرسوده و دوگانه سوز كردن درصدي از ‏خودروي فرهنگيان نيز از جمله راهكارهاي آقاي علي احمدي توصيف شده اند.‏

‎تعامل يا احضار؟‎

چند روز پس از احضار برخي از فعالان حقوق معلمان به وزارت اطلاعات و ادامه برخورد اداري و قضايي با ‏معلمان شرمت كننده در اعتراض هاي صنفي اسفند 1385،‌ مانند تجمع در مقابل ساختمان مجلس شوراي اسلامي،‌ ‏و همچنين بهار 1386، وزير آموزش و پرورش عنوان كرد كه مديران آن وزارت خانه تعامل خوبي با تشكل هاي ‏صنفي معلمان دارند كه البته به گفته او،‌ برخي از آنها داراي مشكلات قانوني هستند.‏

اين سخنان پس از آن ابراز شدند كه كانون صنفي معلمان ايران اعلام كرد كه «وزير و ساير مسئولان كشور از ‏گفت و گو با تشكل هاي صنفي و نمايندگان معلمان خودداري و راه مذاكره را به كلي مسدود كرده اند.»‏

دراطلاعيه اي كه اين تشكل صنفي معلمان منتشر كرد، همچنين آمده است:«فعالان صنفي در سراسر كشور، تنها ‏به اين جرم كه پرسيده اند چرا مسئولان قوانين مصوب خود را اجرا نمي كنند و يا چرا افراد نالايق را كنار نمي ‏گذارند، با احكامي چون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه مي شوند.»‏

‎برنامه هايي براي روز معلم‎

كانون صنفي معلمان ايران در اطلاعيه خود به مناسبت روز معلم از معلمان خواسته است تا در روز 12 ‏ارديبهشت، از ساعت 15 تا 17 در ابن بابويه شهر ري، بر مزار دكتر خانعلي، كه در 12 ارديبهشت 1340 كشته ‏شد، و در قم بر مزار آيت الله مرتضي مطهري، كه در 12 ارديبهشت 1358 ترور شد،‌ گرد آيند و با همكاران ‏خود براي آغازي دوباره تجديد عهد كنند.‏

همچنين از معلمان درخواست شده است تا از ساعت يك و نيم تا سه و نيم بعدازظهر روز 16 ارديبهشت در مقابل ‏سازمان آموزش و پرورش تهران تجمع كنند.‏

اين تشكل صنفي از مسئولان خواسته است تا روز 16 ارديبهشت در جهت پرداخت مطالبان معلمان،‌ بويژه معلمان ‏حق التدريس كه به مدت شش ماه به تعويق افتاده است، و همچنين لغو تمامي احكام هيات هاي تخلفات اداري عليه ‏فعالان حقوق معلمان اقدام كنند. در ضمن، ‌از تمامي معلمان خواسته شده است تا بخشي از وقت كلاس خود را به ‏تبيين و توضيح مشكلات آموزش و پرورش،‌ معلمان و دانش آموزان اختصاص دهند.‏

منبع خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

عباس عبدی

 

در ادامه سلسله گفت و گوهایی که در باب الزامات توسعه و موانع توسعه درایران ترتیب داده بودیم به سراغ عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی رفتیم تانظر او را در این رابطه جویا شویم

وی معتقد است که تنها راه ممکن برای از بین رفتن استقلال مالی دولت از مردم به عنوان نخستین گام توسعه،تقسیم مستقیم درآمدهای نفتی بین مردم است. عبدی نه تنها انجام این طرح رابرای اقتصاد مضر نمی‌داند بلکه اعتقاد دارد با انجام این طرح زمینهاصلاحات اقتصادی برای نیل به اقتصاد آزاد و رقابتی فراهم می شود و سرمایه گذاری رونق می گیرد. او در پایان گفتگو تاکید می‌کند که این طرح هیچ شباهتی با طرح پرداخت نقدی یارانه ها که چندی پیش در بعضی از رسانه‌های نزدیک به دولت مطرح شده بود ندارد و چنین طرحی را برای اقتصاد مضرر است.

- با توجه به اینکه بیش از یک سده از اصلاحات سیاسی و اقتصادی برای حرکت بهسمت توسعه در ایران می‌ گذرد، چه دلیل یا دلایل عمده‌ای وجود داشته که بسیاری از کشورها که دیرتر از ما آغاز کردند به توسعه برسند اما ما به موفقیت چشمگیری دست نیابیم؟


دلایلش را باید در دو حوزه عینی و ذهنی جستجو کنیم، در حوزه ذهنی نمی توانیم بگوییم ایرانیان به توسعه بی علاقه بودند زیرا آنها از لحاظ انگیزشی خواهان بهبود اوضاع وکشوری پر تحرک در یکصد سال اخیر بودند. ایرانیان دو انقلاب کردند و دوجنبش اصلاحی به راه انداخته اند در حالی که هیچ جامعه ای شاهد دو انقلابدر طی صد سال نبوده است.

از لحاظ عینی باید دید، واقعيت مادیمحیط چگونه بوده است. به نظر من متغییر مستقل در جامعه ما متغیر های عینی هستند که اساسی ترینشان ساختار اقتصادی است. در گذشته، در اقتصاد جامعه مامشکلی که وجود داشت این بود که بخش عمده مالکیت زمین يا قدرت تصرف آن دراختیار دولت بود، بعد از مشروطه اقداماتی در رفع اين مشكل انجام شد اما با آمدن پول نفت مجدداً مساله به شکل بدتری بازتوليد شد، چون دولت مستقیماًخودش دارای درآمد شد

به عنوان شاهد می‌توان گفت، روند توسعه پايدار در ایران با سطح درآمدهای نفتی ارتباط و همبستگی منفی دارد، بهعنوان مثال بعد از سال های 78 و 79 که درآمد نفت به شدت افزایش پیدا کردیک روند معکوسی را در فرآیند توسعه و دستیابی جامعه به دموکراسی و حاكميت قانون به عنوان پيش شرط توسعه‌ي پايدار مشاهده می کنیم. به همین دلیل اگر قرار است آن انگیزه به پیشرفت، نتیجه بگیرد، لزوماً تلاش ما بايد معطوف به اصلاح ساختار اقتصادی باشد.

- برای این مشکل چه راهکارهای را پیشنهاد می‌کنید ؟


برای اصلاح ساختار اقتصادی باید استقلال مالی دولت از مردم كم شود و در واقعدولت به مردم وابسته تر شود، چند راه برای این کار وجود دارد. یک این که در چاه های نفت بسته شود و کلاً نفتی نفروخته نشود؛ راه دوم این است که قیمت نفت اینقدر پایین بیاید تا کمتر از 10 درصد تولید ناخالص ملی را شامل شود؛ سومین راه این است که سطح تولید اقتصادی كشور به قدری بالا رود که همین نفت موجود سهم زیادی را در تولید نداشته باشد. اولی به این دلیل قابل اجرا نیست که همین الان اگر پول نفت قطع شود بخش عظیمی از مردم از گرسنگ یمی‌میرند. با توجه به شرایط هم برای تحقق راه حل دوم و سوم چشم‌اندازیوجود ندارد. به این دلایل است راه چهارمی پیشنهاد می شود که پول نفت را به مردم بدهید و از سیستم دولتی خارج کنید و از آنجا به بعد گردش اقتصادی ومالی دولت را شروع کنید.

انگیزه اوليه پیشنهاد این طرح تقسیم پولبین مردم نیست بلکه مهم آن است که با اجرایی شدن آن پول نفت از بودجه به بیرون می آید. بعد از آن هم دولت می تواند با برقراری مالیات بر پول نفتیکه دست مردم است، بودجه خود را تامین کند که نتیجه مقدرش كاهش استقلال منابع مالی دولت در برابر مردم است.

- در صحبتی که با دکتر غنی‌نژاد داشتیم ایشان تاکید داشتند که اگر امکانش فراهم شود صندوق ذخیره ارزی را ترجیح می‌دهند، و پیشنهادی هم مطرح است که بانکی تشکیل شود که سرمایه‌‌ گذاری کند و سود به مردم تعلق بگیرد. نظر شما چیست؟


اگرامکان داشت یک پولی بیاید و عده‌ای از آدم‌های خوب، عاقل و سالم آن را خرج کنند من هم موافق بودم، اما چنین چیزی امکان ندارد. هر جا پولی و یا رانتی متمرکز شود جز فساد و تباهی چیزی نمی‌آورد، چون امکان ندارد عده‌ای بیاینداین پول را درست خرج کنند بنابراین بهتر است پول نفت مستقیم بین مردمتقسیم شود. مردم خودشان بهتر می دانند که چگونه آن را هزینه کنند. اما فارغ از این استدلال هر راه‌ حلی باید معطوف به تغییر ساخت بازی باشد همین دولت موجود هم ادعا می کند که مي‌خواهد با پول نفت به مردم خدمت کند.

باید موثر بودن صندوق ذخیره ارزی در ايران را فراموش كرد در دوره آقای خاتمی که دولت یک جناح بود مجلس در ‌جناح دیگر و دولت هم می‌خواست قانونی عمل کند اینقدر طرفين نوک به آن صندوق زدند که چیزی از آن نماند. اما دولت موجودخوشبختانه حتی نیازی ندارد به مجلس مراجعه کند وقتی برداشت مستلزم وجودقانون بود قانون لازم را می‌نوشتند و پول از آن برمی‌داشتند اما دیگر زحمت این کار را هم به قانون‌نویس‌ها نمی‌دهند و مستقیم بر می دارند.

بااین وجود مردم نسبت به درآمدهای نفتی بی تفاوت هستند اما اگر درآمد نفت دراختیار خودشان قرار بگیرد روی يك دلارش هم حساس می‌شوند. مردم بایدهمانطور که روی خانه و جان و مالشان حساس هستند روی پول نفت نیز حساس شوند و از آن حفاظت کنند. اما هیچ حساسیتی ندارند چون دست دولت است. دولت‌ها همچون پایداری ندارند نسبت به نحوه خرج كردن آن حساسیتی ندارند و گاز و نفت بازیچه می شود. تا زمانی که پول نفت از دست دولت در نیاید امکان ندارد مردم بتوانند دولتی وابسته به خودشان را تشکیل دهند.

- از آنجایی که در حال حاضر اکثر سرمایه‌گذاری‌ها از سوی دولت است اگر پولنفت از دست دولت خارج شود دیگر سرمایه‌گذاری صورت نمی‌ گیرد و امکان دارد این طرح به سرنوشت اصلاحات‌ ارضی دچار شود. همان‌طور که در اصلاحات ارضیزمین خرد شد و کشاورزی لطمه دید، برخی می گویند با اجرای این طرح توزیع سرمایه هم امکان دارد صنعت ضربه بخورد، نظر شما چیست؟


اولاًصنعت با کشاورزی کاملاً تفاوت دارد، صنعت از طریق شرکت‌های سهامی عام وشرکت‌های سرمایه‌گذاری اداره می‌شود، حتماً‌ نباید مردم چند میليارد داشتهباشند تا سرمایه‌گذاری کنند، در جامعه‌ای که اقتصاد باثباتی داشته و بخشخصوصی در آن فعال باشد افراد می توانند از طریق بورس اقدام به سرمایهگذاری کنند. این جوری نیست که اگر پول نفت به مردم داده شود سرمایه‌گذاریکم شود، گرچه ممکن است در یکی دو سال این اتفاق بیفتد.

با اجرای این طرح، ایران می‌شود مثل کشورهایی که نفت ندارند. اگر توزيع پول نفت باعث افزايش تقاضا شود با بالا رفتن تقاضا، تولید نیز افزایش پیدا می‌کندو علاقه برای سرمایه‌گذاری را بالا می‌ برد. مثلا ترکیه مگر در آنجاسرمایه ‌گذاری با دولت است؟ مگر تركيه نفت دارد؟

- پس می‌توان گفت پیش‌زمینه اجرای این طرح این است که نظام سیاسی، اقتصاد آزاد،مالکیت خصوصی و امنیت اقتصادی را تامین کند اما با توجه به این که ما هنوزبه این جایگاه نرسیده ایم چگونه می‌توان این طرح را اجرایی کرد؟


درجواب این سوال همین ‌قدر باید گفت که حکومتها به خودی خود زی ربار هیچ چیزمخالف ميل خود نمی‌روند، در  ساختار اقتصادی موجود نیز همین اوضاع ادامهخواهد يافت. بنابراین تنها راه این است که ساختار را به پذيرش این کاروادار كرد. راهش هم حمایت مردم است، یعنی کسی که می‌خواهد برود در حکومتباید شعار تقسیم مستقیم پول نفت را به شکل کاملاً علمی بیان کند و درجامعه جا بندازد بعد با حمایت افکار عمومی این شعار را محقق کند. اگربشینیم ببینیم حکومت زیربار این می‌رود یا نه خب معلوم است که نمی‌رود اگرمی‌خواست برود تا حالا رفته بود.

- آیا امکان دارد طرح تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم به عنوان مطالبه جنبش‌های اجتماعی مطرح شود؟


اینطرح راهبرد جنبش اجتماعی دموکراتیک است زیرا با اجرای این طرح به سویحداقلی شدن دولت پیش می‌رويم و دولت دیگر همچون لویاتان هابز در مقابل مخالفانش قرار نمی ‌گیرد و بعد به دروغ نمی‌گوید که من نوکر مردم هستم در حالیكه عملا ارباب آنهاست. اگر استقلال مالی مذكور از بین برود دولت به جای اینکه نوکر مردم باشد نماینده آنها خواهد بود.

تقسیم درآمدهای نفتی بین مردم می‌تواند طبقات فقیر جامعه را بسیج کند چون نحوههزینه شدن درآمدهای نفتی به شدت علیه آنها است و یک ظلم مضاعف در حق آنهاصورت می‌گیرد. از آنجا که این طرح راه را برای سرمایه‌گذاری باز خواهد کرد می‌تواند نظر سرمایه ‌دارهای ملی را هم به خود جلب کند. حتی هر کس خواهان عدالت‌ است می‌تواند پشت این قضیه قرار بگیرد چون به شدت منجر به کاهشضریب جینی می‌شود. حتی این طرح می تواند نظر فمنیست‌ها را هم به خود جلب کند زیرا این تنها جایی است که زن ومرد با هم برابر خواهند شد، به یک اندازه پول می گيرند و استقلال زن‌ها از طریق منبع درآمدی‌شان تامین میشود.

- آقای عبدی می دانید که ما دارای یک سنت روشنفکری هستیم که هم اجنبی ‌ستیز است و هم سرمایه‌ستیز! در حال حاضر نیز تعدادی ازروشنفکران و بسیاری از افراد جامعه بر روی چنین انگاره هایی تاکید دارند. با توجه به اینکه یکی از شرایط تحقق طرح شما ورود سرمایه‌های خارجی به داخل و کم شدن قدرت دولت است، آیا جامعه و روشنفکران نسبت به وقوع چنین شرایطی واکنش نشان نخواهند داد؟


اول اینکه در این طرح هیچ الزامی به جايگزينی سرمایه ‌گذاری خارجی وجود ندارد. اساس این طرح این است که پول می‌رود دست مردم و از طریق آنها وارد چرخه اقتصاد می‌شود، ضمن اینکه اجرای چنین طرحی آزادی مردم را بسط می‌ دهد. آن وقت اگر مردم خواستندسرمایه ‌گذار خارجی بیاورند می‌آورند و اگر نخواستند هم نیاورند.

ضمناآن سنت که وجود داشته الان دیگر به آن شدت نیست و حتی سنت عکسش هم وجوددارد و بیگانه ترسی را نکته منفی می‌بینید. در مورد سرمایه ستیزی هم باید گفت آن چیزی که بیشتر با آن مبارزه می‌شود تبعیض و نابرابری است نه سرمایه‌داری. در گذشته مردم مصداق تبعیض و نابرابری را در نظام سرمایه‌داری می ‌دیدند اما الان مصداق آن، نظام متصلب دولتی است.

اگرسیاست تقسیم مستقیم درآمدهای نفتی در بین مردم از سوی گروهها و احزابپیگیری شود، قریب به اتفاق افراد می‌آیند و حمایت خواهند کرد.

- با توجه به اینکه شما دو سال پیش این طرح را مطرح کرده بودید و چند مقالهدر دفاع از آن نوشتید و دکتر غنی نژاد نیز از آن حمایت کردند چه دلیلیوجود داشت که گروه ها و احزاب از این طرح حمایت چندانی نکردند؟


یکیاز دلایلش سنت مالوف سیاست مداران در ايران است که تقریباً تمام کسانی که می‌خواهند داخل قدرت بروند دوست دارند كه قدرت بی مسئولیت را تصاحب كنند واين فقط با استقلال مالی دولت ميسر است. آنها هم دوست دارند قدرت داشتهباشند و به شهرستانها بروند و پول توزیع کنند، علیرغم این که از کارهای فعلی انتقاد می‌کنند. بنابراین در ایران آن چیزی که اسمش قدرت است فرق می‌کند با آن چیزی که در اروپا به آن قدرت می‌گویند. این یک قدرت مسئولاست اما همه می دانند قدرتی که نفت دستش باشد لزوما قدرت پاسخگويی نیست. بسیاری از سیاستمداران قدرت را با نفت می‌خواهند بنابراین حاضر نیستند ازچیزی دفاع کنند که منفعتشان را تامین نمی کند.

نکته دیگر این استکه برخی از افراد به خصوص طبقه متوسط که اکثر فعالان سیاسی از آن تشکیل میشود به این قضیه نگاه بدی دارند و آن را گدا پروری تلقی می‌کنند، در حالیکه درآمد نفتی پول خود ملت و حق آنهاست. آیا شرایط کنونی كه تعدادی درصف بایستند تا نامه ای بدهند و پولی بگیرند گدایی نیست؟

عمل دیگری که در عدم مقبولیت این طرح موثر است برخی شعارهایی است که مطرح شده بود و زمینه‌های فرهنگی نامناسبی را ایجاد کرد. اما مهمتر از همه اینهااین است که قرار نیست که یک ایده‌ای که طرح می‌شود یکی دو ساله به نتیجه برسد خیلی از افراد چیزهایی گفته اند اما 10-15 سال طول کشیده تا به نتیجه رسیده است.

- آیا با اجرایی شدن این طرح امکان ندارد حاکمیت آن را به عنوان ابزار علیه شهروندان استفاده کند، مثلاً به دلایلسیاسی سهمیه افرادی را قطع کند؟


نفت یک مالکیت مشاعاست، همان‌طور که حاکمیت حق ندارند کسی را از تابعیت ایران خلع کنند یاشناسنامه کسی را بگیرند، همان‌طور این حق هم وجود ندارد که سهمیه افراد راقطع کند. اتفاقاً یکی از مصادیق شعارهایی مثل ایران برای همه ایرانیان می‌تواند همین باشد. اساساً چنین حقی وجود ندارد مگر این که قانون بگوید. می توان قانونی را تصویب کرد که مثلاً افراد مجرم یا معتاد حق استفاده ازسهمیه خود نداشته باشند اما مالکیتشان از بین نمی رود و مثلاً به ورثه مجرمان یا معتادان تعلق می گیرد ولی سهم پول نفت جزو مالکیت هر ایرانیاست.

- اخیراً رسانه‌های نزدیک به دولت نقل کردند که قرار است پول یارانه‌ انرژی‌ها به صورت مستقیم بین طبقه‌‌های نیازمندجامعه تقسیم شود، آیا اجرای چنین طرحی را می شود پیش زمینه تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم باشد؟


نخیر، به هیچ ‌وجه. پیش از اینکه در این باره توضیح دهم باید بگویم که من به سوال شما پاسخ می‌دهم نه طرح اقتصادی دولت، چون معلوم نیست چنین طرحی وجود دارد یا نه و جزئیاتش هم مشخص نیست.

اما در رابطه با پرداخت مستقیم یارانه باید گفت اول اینکه در حال حاضر دولت یارانه‌ای نمی‌دهد، یارانه وقتی معنا پیدا می‌کندکه دولت از مردم مالیات بگیرید و به عده ای دیگر یارانه دهد. اما پول نفت مال خود مردم است. دولت از همان اول پول مردم را به خودشان بدهد آنها خودمی‌دانند چگونه مصرف کنند و نيازی به يارانه ندارند.

هدف از طرح تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم ایجاد زمينه‌های اقتصاد رقابتی است اما طرح پرداخت یارانه مشکلات جدید را هم اضافه می‌کند مثل پرداخت نقدی یارانه مرغ می ماند که جز آبروریزی چیز دیگری نداشت. بعلاوه از همه بدتر اصلاً چگونه دهک اول، دوم و سوم قابل شناسایی است که به غير آنها یارانه تعلق نگیرد. اگر دولت چنین کاری را انجام دهد هدفش اين است كه پول یارانه ها را بدهد تا هم عده‌ای مرید بپرورانند و هم عده‌ای گدا. پرداخت نقدی یارانه جزتحقیر افراد چیزی ندارد در حالی که طرح تقسیم پول نفت می‌گوید پول مال مردم است و به دولت ربطی ندارد که آنها چکار می‌خواهد بکند.

پرسش دیگر در رابطه با طرح دولت این است که آیا پایه یارانه همین قیمت فعلی است و می‌خواهند همیشه پایه یارانه را ثابت نگه دارند و یا هر چه قیمت بالامی‌رود ما به تفاوتش را بدهند.

آیا این طرح می خواهد قانون شود یا دستورعمل دولتی است؟ اگر دستورعمل دولتی است امکان دارد برای تبلیغات انتخاباتی از آن استفاده شود.

نکته دیگر این است که برای پرداخت چنین پولی باید یک تشکیلات عظیم راه انداخت که این کار با توجه به هزینه و زحمت زیاد آن ارزشش را ندارد.

نکته دیگر هم این است که با اجرای چنین طرحی می‌ خواهند بودجه دولت را کم کنند یا نه می‌خواهند یک پول جدیدی را وارد چرخه اقتصاد کنند؟ بودجه دولت را که کم نمی کنند پس می‌خواهند پول جدیدی را بیاورند که این تورم زا است، از یک طرف یارانه می‌دهند از طرف دیگر دولت حجیم ‌تر می‌شود اما در طرح تقسیم پول نفت اصل این است که دولت بخش عمده وظایفش را کنار گذارد.

مسلماً با پرداخت نقدی یارانه ها خیلی‌ها مخالفت می‌کنند زیرا جز تبعیض، نابرابری، فساد و تباهی چیز دیگریندارد و هدفش هم سیاسی است. گرچه از منظر ديگری هم می‌توان با اين طرح موافقت نمود كه من شخصا شايد از اين منظر موافق هم باشم. بيان اين منظربماند برای وقتی كه طرح اعلان شد.

منبع خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

احمد زید آبادی
چهارشنبه، 11 اردیبهشت 1387

دکتر احمد زيد آبادي، دبیرکل سازمان دانش اموختگان   آخرين تحولات مربوط به انتخابات و خاورميانه را طي نشستي ‏در دفتر جنبش مسلمانان مبارز ايران مورد بررسي قرار داد

وي در باره انتخابات گفت: هرپديده اي در هستي داراي علت وجودي است كه بدون توجه به آن،‌ پديده مورد ‏نظر تا اندازه اي علت وجودي خود را از دست مي دهد و چيز ديگري مي شود. ‏

وي افزود: از نظر هابز ازدولت مسئوليت تامين امنيت را دارد، حال اگر دولتي به اين وظيفه اقدام نكند و ‏امنيت شهروندانش را به خطر بيندازد ديگر اساسا دولت محسوب نمي شود. ‏

زيد آبادي سپس به انتخابات پرداخت وگفت: انتخابات براي اين است كه اراده آزاد مردم در يك پروسه آرام و ‏مسالمت آميز تبلور پيدا كند و از طريق آن يك نوع حاكميت ملي شكل بگيرد. و درغير اين صورت آن ‏انتخابات به هردليلي از فلسفه وجودي خود فاصله گرفته است. انتخابات درايران دچار چنين سرنوشتي شده و ‏به جاي آنكه ابزاري مسالمت آميزبراي چرخش قدرت درايران واعمال حاكميت ملي باشد به امري امنيتي ‏تبديل شده كه بيشتر ابعاد بين المللي آن براي نظام حائز اهميت است به نحوي كه نظام مايل است جهان خارج ‏براساس تعداد افرادي كه در انتخابات شركت مي كنند، نظام را به رسميت بشناسد. ‏

وي افزود: نگاه به انتخابات با معيارهاي امنيتي باعث مي شود كه برخي حتي از معيارهاي ظاهري انتخابات ‏هم عدول كرده و به نوعي غش غير از محتوا، در صورتش هم روي مي دهد. ‏

زيد آبادي سپس با اشاره به اينكه دراغلب كشورهاي دنيا، اسامي واجدين شرايط اعلام مي شود و با مشخص ‏شدن ليست هرحوزه انتخاباتي مانند آنچه در 2 الي 3 انتخابات در دوره اصلاحات شاهد آن بوديم ـ هرچند ‏انتخابات آزاد نبود ولي به دليل اعلام جزييات آن ـ امكان مطالعه برروي گرايش هاي مردم وجود دارد.‏

وي در همين راستا حتي موضوع واجدان شرايط درانتخابات ايران را داراي ابهام دانست وگفت: آمارجمعيت ‏ايران در سال 1385، 70 ميليون و 500 هزارنفر اعلام شده است كه با احتساب نرخ رشد 4/1، آمار جمعيت ‏ايران در شرايط كنوني چيزي حدود 71 ميليون و500 هزار نفر جمعيت ايران است.براساس آمار جمعيت در ‏در سال 1385 جمعيت زير 15 سال 17 ميليون و700 هزار نفر و جمعيت ميان 15 تا 20 سال نيز 8 ‏ميليون و 700 هزار نفر بوده است. از اين ميزان، جمعيت زير 18 سال چيزي حدود 20 ميليون نفر است كه ‏با كسر آن از 70 ميليون نفر، چيزي حدود 50ميليون نفراز نظر كساني كه متخصص مسايل آماري كشورند، ‏واجد شرايط راي دادن در ايران هستند. ولي ناگهان واجدين شرايط 43 ميليون نفر اعلام مي شود. يعني با ‏كسر 7ميليون نفر، كه رقم كمي نيست،‌مواجه مي شويم. ‏

وي با اشاره به اينكه كسر چنين رقمي مي تواند رقم مشاركت را بالا نشان دهد گفت: وقتي انگيزه در اين حد ‏تنزل مي يابد،‌محتواي انتخابات هم دچار كاستي هاي جدي مي شود. ‏

‎‎انتخابات درتهران‎‎

دبير ادوار تحكيم وحدت با اشاره به اينكه در باره انتخابات تهران، آمار و ارقام روشني را مطرح نمي كنند ‏گفت: در يكي از اطلاعيه ها، واجدين شرايط درتهران بزرگ شامل تهران، ري، شميرانات و اسلام شهر ‌ ‏شش ميليون و403 هزار نفر اعلام شده است، درحالي كه همين رقم دربرخي ديگر اطلاعيه ها شش ميليون و ‏‏375 هزار اعلام شده است. حال با فرض صحت اين ارقام و اينكه در تهران تعداد راي دهندگان يك ميليون ‏و نهصدونه هزار نفر بوده است، با اين رقم چيزي حدود 27درصد درانتخابات تهران شركت كرده اندولي ‏استانداري تهران اعلام كرده كه حدود 40 درصد در انتخابات شركت كرده اند. فاصله ميان 27 و 40 ‏درصد، 13 درصد است واين رقم كمي نيست. ‏

زيدآبادي دربخش ديگري از تحليل انتخابات در ارتباط با ميزان مشاركت درانتخابات مراكز استان ها و ‏شهرهاي بزرگ نيز برعدم شفافيت آمارها تاكيد كرد و گفت: سايت وزارت كشور تنها به ذكر ميزان راي ‏دهندگان و اينكه كانديداها چقدر راي آورده اند اكتفا كرده و به ميزان افراد واجد راي دادن هيچ اشاره نكرده ‏است.مثلا در اصفهان كانديدايي با 60 هزار راي به مرحله دوم راه يافته است درحالي كه شهر اصفهان خود ‏داراي يك ميليون و 635 هزار نفر جمعيت است كه از اين ميزان بالاي 70 درصد واجد شرايط راي دادن ‏هستند. درتبريز كه يك ميليون و 428 هزار نفر جمعيت دارد کانديدايي با 49 هزار نفر به مرحله بعدي وارد ‏شده است، بالاترين راي آن ها نيز 105 هزار راي بوده است. در سنندج با 327 هزار نفرجمعيت، نفر اول با ‏‏28 هزارراي به مجلس رفته و نفردوم با 17 هزار راي به دور دوم رفته است.‏

ناطق ادامه داد: با اين وجود به طور كلي ارقام مذكور حاكي از آن است كه اوضاع كلي مشاركت مناسب ‏نبوده به نحوي كه فردي براساس پشتوانه عمومي راي مردم به مجلس برود ودرآن جا از منافع مردم حمايت ‏كند. ‏

زيد آبادي مشاركت بيشتر مردم را درحوزه هايي دانست كه دو شهر، به طور مثال اردستان ومهاباد در استان ‏اصفهان يا دليجان ومحلات و يا نطنز وبادرود،داراي يك حوزه انتخابيه بوده ومردم هرشهر مايل بوده اند ‏نماينده مجلس ازشهرآنان باشد.‏

‎‎اوضاع خاورميانه‎‎

احمد زيد آبادي در ادامه به تحليل اوضاع كشور پرداخت و تحول در آن را نه از ناحيه يك سلسله فعاليت هاي ‏دروني ونه لزوما اعمال قدرت از سوي قدرت هاي بزرگ، بلكه ناشي از يك سلسله تحولات درخاورميانه ذكر ‏كرد و گفت: در خاورميانه محوري از قدرت متشكل از ايران، سوريه، لبنان و حماس وجهاد اسلامي شكل ‏گرفته كه درمقابل نيروهاي ميانه رو طرفدار آمريكا در منطقه ايستادگي مي كند. برخي نيز در دوره اي دولت ‏عراق واخيرا گروه مقتدي صدر را بخشي از اين محور ذكر مي كنند. هماهنگي اين محور در اين است كه ‏نسبت به اهداف يكديگر وفادار هستند؛ البته از قبل فعاليت هايي صورت گرفته تا سوريه را ازاين محور خارج ‏كنند، زيرا سوريه اگر از اين محور خارج شود مسايل فلسطين جهت ديگري پيدا مي كند، و دراوضاع لبنان و ‏عراق نيز تحولاتي ايجاد مي شود. ‏

وي در ادامه با اشاره به اينكه هنوز در اين باره نمي توانيم با قطعيت سخن بگوييم گفت: ولي آثاري از اينكه ‏سوري ها دارند از اين محور خارج مي شوند پديدار شده است. ‏

وي با ذكر پيشينه احتمال چرخش در مواضع سوريه گفت: دولت تركيه از يك سال پيش در حال ميانجي گري ‏پنهان ميان سوريه و اسراييل است با اين مبنا كه اسراييلي ها بپذيرند در مقابل مذاكرات با سوريه از جولان ‏عقب نشيني کنند. اسراييلي ها هم انتظار دارند در ازاء اين مسئله، سوريه از محور ايران خارج شود و اين ‏موضوع را به صراحت هم اعلام كرده اند. زيد آبادي با اشاره به اينكه اخيرا مطبوعات سوري اعلام كرده اند ‏طيب اردوغان در تماسي با اسد به وي اعلام كرده كه ايهود باراك نخست وزير اسراييل موافقت خود را با ‏عقب نشيني كامل از جولان در ازاي صلح با سوريه اعلام كرده، گفت: اين خبر پس از انتشار در مطبوعات ‏سوريه، درخبرگزاري ها و نشريات مهم جهان منتشر شد. چند روز پيش هم آقاي بشار اسد هم در گفت وگو با ‏روزنامه الوطن درقطر اعلام كرد كه چنين موضوعي مطرح شده است. ‏

وي با اشاره به اعلام خبر از سوي اسد و عدم تكذيب آن از سوي اسراييل،گفت: حتي دولت اسراييل اعلام ‏كرد كه موضع ما آن چيزي است كه قبلا اعلام كرده ايم. مامتمايل به صلح با سوريه هستيم، ما مي دانيم ‏سوريه از ما چه مي خواهد وفكر مي كنيم سوريه نيز مي داند كه ما از او چه مي خواهيم. ‏

وي نشانه مهم تر راسفر وليد معلم به تهران ذكر كرد وگفت: از صحبت هاي آقاي احمدي نژاد مي توان فهميد ‏كه وليد معلم در ديدار با وي خبرهاي خوبي به تهران نياورده است. بعد آقاي احمدي نژاد در سخنان خود تاكيد ‏كرد كه آمريكا درآستانه فروپاشي است و دارد نابود مي شود و هركشوري كه سرنوشت خود را به سرنوشت ‏آمريكا گره بزند از متلاشي شدن اين كشور آسيب خواهد ديد. مطبوعات غربي هم سخنان آقاي احمدي نژاد را ‏هشدار به سوريه تلقي كرده اند. ‏

زيدآبادي نشانه بعدي را ميانجي گري مصرميان حماس و اسراييل دانست كه براساس خبرهاي العالم اين ‏مذاكرات به نتيجه رسيده؛ به نحوي كه محمود زهار اعلام كرده حماس آتش بس شش ماهه در مورد غزه رابا ‏اسراييل پذيرفته است. وي افزود: حماس موافق آتش بس بود اما مطرح مي كرد كه آتش بس در كرانه باختري ‏ونوارغزه بايد تواما صورت بگيرد. ولي اسراييل برخلاف نوارغزه با آتش بس دركرانه باختري موافق نبود ‏ومطرح مي كرد كه باقطع حملات موشكي اونيز بخش زيادي از تحريم ها ازجمله تحريم هاي اقتصادي نوار ‏غزه را لغو مي كند. ‏

وي آنگاه با اشاره به اينكه اين موضوعي است كه مصري ها اعلام و قرار دادش را مطرح كرده اند گفت: ‏البته اين به معناي آن نيست كه آندو با يكديگر مذاكره قرارداد آتش بس راامضاء كنند،اما: همين كه حماس ‏پذيرفته با اسراييل درنوارغزه آتش بس اعلام كند سازش بزرگي محسوب مي شود. اين سيگنال ها نشان مي ‏دهد حماس با همراهي با سوري ها ديگر نمي خواهند به رفتارگذشته خود ادامه بدهند.‏

‎‎عراق و سياست هاي تازه‏‎‎

زيد آبادي سپس به مسايل جاري عراق پرداخت وگفت: درعراق دولتي كه برسر كار است متهم به اين است كه ‏متحد ايران است و برخي از كشورهاي عربي نيز آن را دست نشانده ايران ذكر كرده اند به اين دليل كه هم ‏حزب الدعوه وهم مجلس اعلا در دوره حكومت صدام حسين درايران بودند وكمك نظامي ومالي دريافت مي ‏كردند و با حكومت مركزي ايران داراي همبستگي سياسي بودند.ولي از زماني كه در عراق به قدرت رسيدند ‏تامين منافع دولت وكشور عراق برهرنوع رابطه مبتني برمذهب و كمك هاي سابق ارجحيت يافته است. ايران ‏نيز براساس اينكه حكومت آمريكا حامي اصلي دولت حاكم برعراق است از مقتدي صدر حمايت به عمل آورد.‏

وي با اشاره با تفسير غرب از آنچه ميان عراق و ايران روي مي دهد گفت: تحليل غرب آن است كه ايران مي ‏خواهد عراق را لبنانيزه كرده، با كمك به حزب الله در لبنان آن را به صورت يك گروه شبه نظامي درآورده ‏وبا وارد كردن آن در فرآيندسياسي لبنان،براساس منافع خود نظم ويا آشوب را در اين كشور برقرار كند.آنان ‏معتقدند ايران مايل است چنين فرآيندي را درعراق ايجاد كند. ‏

وي با اشاره به اينكه گروه مقتدي صدردرانتخابات شركت كرد و 30 كرسي نيز به دست آورد گفت: ولي شبه ‏نظامي هاي مقتدي صدر در شهرهاي شيعه نشين به سرمي برند و از منظر يك ناظر بي طرف، اين ها چيزي ‏از اقتدار حاكميت دولت باقي نگذاشته اند. هر دولتي كه مايل بوده به نحوي منافع خود را تامين كند به ارتش ‏مهدي نفوذكرده و از اينها نيز رفتارهاي عجيبي در شهرهايي مانند كوت، ديوانيه، در بصره و بغداد ـ مثل ‏ربودن آدم ها، برخورد با زن هاي بي حجاب وبريدن سرآنان ـ سرزده است. ‏

وي افزود: آنان در برخي شهرهاي نفتي بر منابع نفتي نيز تسلط دارند و با قاچاق آن منابع درآمد هنگفتي براي ‏خود ايجاد كرده اند.‏

زيد آبادي ديگر رفتار نابهنجار اين گروه هارا دخالت در دواير دولتي و ايجاد هرج مرج درآن ها، تسويه ‏حساب ها با اهل سنت و....ذكركرد و به اين اتهام دخالت ايران درامور عراق از سوي آمريكايي ها پرداخت ‏وگفت: من نمي دانم اين ادعاها تا چه اندازه صحت دارد ولي آنان مي گويند ايران نيروهاي عراقي را در داخل ‏خاك خود هم آموزش مي دهد،و هم براي آنها تسليحات و منابع مالي تامين مي كند تا عراق فاقد امنيت باشد. ‏مذاكرات ميان ايران و آمريكا درعراق نيز عموما برسراين موضوع بوده وآمريكا در اين مذاكرات از موضع ‏متهم با ايران برخورد كرده و گفته شده كه آمريكايي ها اسناد حاوي دخالت ايران در عراق رابا حضور ‏مقامات عراقي ها ارائه كرده اند.‏

وي درادامه به مذاکرات ايران و آمريکا پرداخت وگفت: در ايران برخي علاقمند بودند مذاكرات علاوه بر ‏مسايل عراق شامل مسايل اتمي ايران شود،‌ ولي آمريكايي ها تاكيد داشتند چون مسايل عراق به خودي خود ‏واجد اهميت براي همسايگان عراق است، ايران بايد در اين باره همكاري كند وامتياز گيري براي مسايل ديگر ‏را مردود اعلام كردند. همين امر باعث شد كه ايران به رغم اصرار عراقي ها ازشركت در مذاكرات امتناع ‏كند.‏

‎‎امضاي قرار داد در قم‎‎

وي با ذكر اينكه دولت عراق مصمم شده كه با سپاه مهدي برخورد كند گفت: درگيري هايي در شهر بصره ‏توسط نيروهاي دولتي عليه ارتش مهدي آغاز شد كه بيش از 200 نفركشته وبيش از 600 نفر مجروح باقي ‏گذاشت ولي ايران پادرمياني كرد و سه نفر ازمقام هاي بلندپايه عراقي كه دوتن از آنان شيعه ( از مجلس اعلا ‏وحزب الدعوه ) بودند و درقم يا با خود مقتدي و يا با نماينده اش با حضور نماينده سپاه پاسداران قراردادآتش ‏بس امضاء كردند. براساس اين قرارداد، مقتدي صدر پذيرفت كه نيروهايش را از خيابان جمع کند ولي خلع ‏سلاح را نپذيرفت. ‏

وي در ادامه گفت: ‌امضاء قرارداد آتش بس درايران،‌ در كشورهاي منطقه پخش شد و وجهه دولت را تا اندازه ‏اي خدشه دار كرد و دولت نيز منافع اش را دراين ديد كه به اين آتش بس تن ندهد وجنگ به نحو ديگري آغاز ‏شد.اين بار مطرح كردند كه گروه مقتدي صدر بايد خلع سلاح شود. از اين رو آقاي مالكي عنوان كرد كه سپاه ‏مهدي خطرناك تر از القاعده است و دولت اجازه نمي دهد كه ارتش درارتش و دولت دردولت در عراق حاكم ‏باشد. مقتدي صدر اعلام كرد كه خلع سلاح نمي شويم مگر آنكه مراجع تقليد بگويند. سيستاني نيز به دليل شم ‏سياسي خود مطلقا حاضرنشد وارد اين ماجرا شود وصريحا اعلام كرد كه اين موضوع به دولت مربوط است. ‏اخيرا يكي از نمايندگانش هم اعلام كرد قدرت مشروع فائقه بايد قدرت دولت باشد و نظر مراجع درذيل ‏حاكميت قانون تعريف مي شود. و اين سخن بزرگي در تفكر فقه سياسي شيعه است. به عبارت ديگر مطرح ‏كرده بودكه قانون دولتي، قانون مشروع وعلي الاطلاق است و نظرات مراجع درذيل اين موضوع مطرح مي ‏شوند. از نظر ديگر وقتي دولت مي گويد خلع سلاح بايد صورت بگيرد، بايد مورد توجه واقع شود.‏

زيد آبادي اين تحولات را منجر به مواضع جديد از سوي صدر اعلام كردوگفت: صدر طي بيانيه اي دولت را ‏به جنگ همه جانبه اي تهديد و تاكيد كرد كه تا آزادي عراق به اين جنگ ادامه مي دهد، دولت نيز تهديد ‏متقابل كرد ولي درگيري دولت عراق با سپاه مهدي تا اين لحظه سبب شده كه هم سني ها احساس كنند كه دولت ‏عراق دارد از فرقه گرايي فاصله مي گيرد و هم كشورهاي عربي احساس كردند كه برخورد باارتش مهدي يك ‏نوع فاصله گرفتن جدي از ايران است. بنابراين اجلاسي كه ابتدا درمنامه وسپس در كويت برگزار شد، درواقع ‏همراهي نسبتا خوبي با دولت آقاي مالكي انجام داد وآن را مقابله با نفوذ ايران وفاصله گيري از آن تلقي ‏کرد.آمريكايي هم كه مصرند عرب ها وارد صحنه شوند ودرمقابل نفوذ ايران،‌نفوذ متقابلي ايجاد كنند تا ايران ‏به تدريج عقب رانده شود. ‏

وي افزود: در آخرين اظهار نظري كه آقاي موفق الربيعي درمصاحبه اش با روزنامه الشرق الوسط انجام داد، ‏هم به سوريه و هم به ايران حمله تندي كرد.اوگفت که ايران درعراق سياست پيچيده اي درپيش گرفته تا جايي ‏كه هم به سپاه مهدي كمك مي كند و هم به القاعده. زيد آبادي از مجموعه پيچيده تحولات عراق اين نتيجه را ‏گرفت كه دولت عراق به دليل ضرورت هاي كاري خود به سمتي حركت مي كند كه مي خواهد عربي بودن ‏وتاكيد برماهيت عربي خودرا درميان عرب ها مهمتر از علائق مذهبي اش كه ايران را به آنان نزديك مي كند ‏جلوه بدهد. اين موضوع علاوه برفاصله گرفتن از فرقه گرايي نشان مي دهد كه درخاورميانه جديد گروه هاي ‏اسلام گرا و آن هايي كه از قديم هم با آمريكا ارتباط داشتند، مستعد اين هستند كه به نيروهايي تبديل شوند که ‏نزد آنان علائق ملي بر علائق مذهبي ترجيح دارد.‏

زيد آبادي افزود: همين موضوع مي تواند براي ايران در آينده مشكلاتي به وجود بياورد به دليل آنكه ‏ناسيوناليزم عربي هرگاه در عراق جدي مي شود، به سمت ضديت با ايران تمايل پيدا مي كند. به اين دليل است ‏كه بحث شط العرب و قرارداد 1975، تغيير برخي خطوط مرزي خاكي و... مجددا مطرح شده است.‏

زيد آبادي با اشاره به اينكه علائمي ازآن چيزهايي كه آمريكايي ها ومتحدانش در منطقه به دنبال آن بودند، ‏درحال ظهور است گفت: اگر اين روند پيش برود، ايران به طور كامل منزوي خواهد شد. و اين انزوا در ‏فضاي داخلي بسيار تاثيرگذار خواهد بود به نحوي كه بر اوضاع روحي دولت وطرفدارانش نيز تاثيرتعيين ‏كننده اي خواهد داشت. ‏

وي افزود: تصويري كه مسئولان نظام از جهان ارائه مي دهند متكي براين باور است كه ابرقدرت ها ‏خصوصا آمريكا به دليل بحران مسكن، درحال سقوط وفروپاشي و اسراييل نيز درحال نابودي است، ايران ‏ومتحدانش در خاورميانه دست بالا را دارند به نحوي كه مي توانند نظم اسلامي مورد دلخواهشان را پياده ‏كنند.از اين رو با اتكا براين موقعيت، تصور مي كنند مسايلي مانند گراني و تورم را پشت سر مي گذارند. ‏

زيد آبادي در ادامه با اشاره به اينكه اما اگر هواداران اين طيف، نتوانند درجهان خارج مصاديق سخنان خود ‏را پيداكنند،‌ و اساسا با آنچه مسئولان نظام مي گويند قابل تطابق نباشد،‌ در فضاي سياسي تاثير تعيين كننده اي ‏خواهد داشت و امكان اينكه در نهادهاي اصلي تصميم گيري، تجديد نظرهاي اساسي براي ادامه حكومت داري ‏صورت بگيرد وجود دارد. ضمن آنكه درداخل نيز اين تحولات مي تواند موقعيت آقاي احمدي نژاد را تضعيف ‏كند.‏

زيد آبادي با ذكر اينكه كارنامه اي كه آقاي احمدي نژاد ارائه مي دهد حاكي از آن است كه نزديكترين يارانشان ‏هم به تدريج دارد حوصله شان سر مي رود و بعيد به نظر مي رسد كه وي در دوربعدي انتخابات رياست ‏جمهوري انتخاب شود گفت: اين دست از برخوردهاي رييس جمهور تابع هيچ نوع نظم، بوروكراسي نبوده و ‏تابع يك نوع رفتارو برداشت شخصي از مقولاتي چون روابط بين الملل، سياست خارجي، و اقتصاد وتوسعه ‏است. ‏

وي نمونه اين دست از سياست ها را نقدينگي ناشي از تزريق 150 ميليارد دلاري درآمدهاي نفتي و تورم ‏حاصله از آن دانست گفت: براساس محاسبه اي عنوان مي شود از زماني كه دولتي در ايران شكل گرفته يعني ‏از زمان مادها تا سال 1384،‌ حدود 64 هزارميليارد تومان حجم نقدينگي ايران بوده است، اما دردوره آقاي ‏احمدي نژاد تا كنون اين حجم به 146 هزارميليارد تومان رسيده است كه حدود يك برابر و خرده اي افزايش ‏يافته است و به سان سيل بنيان كني در اقتصاد و جامعه ايران عمل مي كندمانند آن چه درمسكن و سكه و... ‏روي داد. ‏

زيد آبادي در پايان با توجه به خشكسالي به وجود آمده و مديريت سست كشور و آنچه در خاورميانه مي گذرد ‏گفت: شايد در اين مشكلات وفشارها حسن نهفته باشد وآن اينكه بحران ها منجر به آن شود که مسئولان به فكر ‏تغيير باشند و درخلال آن امر منطقي را بپذيرند. من احتمال اينكه در اين شرايط سيستم يك تغيير اساسي در ‏سياست هايش انجام دهد را منتفي نمي دانم كه البته مي تواندبا مصيبت هاي زيادي نيز همراه باشد ولي ‏درنهايت چشم انداز كلان ايران خوشبينانه و مثبت است؛ گرچه براي رسيدن به موقعيت بهتر بايد اين وضعيت ‏را همچنان تحمل كنيم.‏


منبع خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

خلیج فارس
پنج‌شنبه، 5 اردیبهشت 1387

ادوارنیوز: جمعی از فعالان سیاسی عضو جبهه ملی ایران با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض به ادعاهای ارضی کشورهای عربی نسبت به خاک ایران، اعلام کرده اند در روز سه شنبه دهم اردیبهشت ماه در برابر سفارت امارات و در اعتراض به این ادعاها تجمع خواهند کرد، متن بیانیه به شرح ذیل است:

 

هموطنان عزيز !

تحولات و رخدادهاي سياسي در منطقه با سرعت بسيار بر عليه منافع ملي ايران مي گذرد بي آنكه حاكميت، اندك وقعي به آن نهد. كشور نوپاي امارات كه روزگاري به رسميت شناخته شدنش در گرو امضا كشور ايران بود امروز با پشتیبانی اتحاديه عرب و برخی ابرقدرتهای جهان چشم طمع به خاك اين سرزمين داشته و مترصد فرصت و خطاي مسئولان جمهوري اسلامي است تا به بهانه آن بخشي از اين آب و خاك را از ميهن عزيزمان جدا نمايد .

هم ميهنان گرامي !

يكي از خاندان هايي كه در تاريخ چند صد ساله اخير ايران هميشه مورد سرزنش تمامي ايرانيان قرار گرفته سلسله قاجار بوده است ، چرا كه با بي كفايتي و بي درايتي بخش عظيمي از اين سرزمين را به بيگانگان واگذار نمودند و در امانتي كه به دست آنان سپرده شد خيانتي فراموش ناشدني کردند. لذا ما ايرانيان براي حفظ تماميت ارضي کشور وظيفه خود مي دانيم با تمام وجود و با کاربرد تمامي ابزارهاي ممكن امانت سپرده شده به خود را حفظ نماییم تا نه گزندي به كشور عزيزمان وارد گردد و نه در تاريخ به خيانت در امانت متهم گرديم. بنابر اين ما جوانان جبهه ملي ضمن دعوت از تمامي هموطنان در روز 10 ارديبهشت ساعت 11 بامداد همزمان با روز ملي خليج پارس ، به همراه ساير هم رزمان در برابر سفارت امارات گرد مي آييم تا اعتراض شديد خود را به گوش مسئولان آن شيخ نشين رسانده و اعلام نماييم که حتي اگر مسئولان جمهوری اسلامی در برابر گزافه گويي هاي آنها سكوت كنند ، ملت ايران هرگز از يك وجب خاك خود نخواهد گذشت .



اشکان رضوی

افشین حسینی

اکبر فهیمی

امیر شریفی

امیر شیخ الاسلام

امین قلعه ای

ابراهیم مرادی

آرش رحمانی

آرش صدیقی

بهرام رحمانی وحید

بیژن جانفشان

پیام طیب زاده

پیمان عارف

تیرداد بنکدار

حامد آیینه وند

حامد عزیزی

حسین دهوس

حمید رضا خادم

رضا درودی

رضا رادفر

رضا عزیزی

رکسانا خلیل الله

ژیلا سربازی

سحر بذرافشان

سلمان سیما

سمیرا جمشیدی

شیوا نصر

شیوا نوجو

علی اسماعیل زادگان

علی حاج قاسمعلی

علی علیمحمدی

علی قادری

غلامرضا کاظم زاده

فاطمه رحمانی

فرهاد میرفتاحی

فریبا درودی

کاوه بقایی ماکان

مجید ستاری

محسن رهامی

محمد شوراب

مریم شاه حیدری

مسعود لقمان

مونا مقدم

مهدی الیاسی

میثم نظمی

نادر تقی زاده

نیما ناصرآبادی

وحید نوذری

هوتن دولتی

هومن دولتی

منبع خبر
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

پارلمان حقوق بشر اروپا
جمعه، 6 اردیبهشت 1387


پارلمان اروپا با انتشار بیانیه‌ای نسبت به افزایش اعدام‌ها در ایران ابراز نگرانی کرده و از آزادی یکی از فعالان حقوق زنان در ایران استقبال کرده است.

در بیانیه نمایندگان پارلمان اروپا ابتدا از آزادی خدیجه مقدم، از فعالان حقوق زنان در ایران از زندان، و مکرمه ابراهیمی، محکوم به سنگسار، استقبال شده است.

خانم مقدم که عضو "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر" و نیز کمیته مادران صلح است، چندی پیش بازداشت و بعد از حدود دو هفته آزاد شد.

خانم ابراهیمی نیز به دلیل زنا به سنگسار محکوم شده بود که چند روز پیش بعد از سال ها تحمل زندان، با حکم محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه ایران، بخشیده شد. در این بیانیه از نقش ویژه آیت الله خامنه ای، رهبر ایران و آقای هاشمی شاهرودی در این پرونده ها تاکید شده است.

نمایندگان پارلمان اروپا در ادامه بیانیه خود سرکوب جامعه مدنی در ایران، از جمله فعالان حقوق زنان فعال در کمپین یک میلیون امضا را محکوم کرده‌اند.

این نمایندگان همچنین از مجلس و دولت ایران خواسته اند "قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان را، که آنها را از دستیابی به مقامات بالای دولتی و انتصاب به مقام قضاوت و حقوق برابر در زمینه ازدواج، طلاق، حضانت فرزندان، ارث و شهادت محروم می کند"، تغییر دهند.

علاوه بر این پارلمان اروپا مجازات مرگ را در کل شدیدا محکوم کرده و خواستار تعلیق فوری اعدام در ایران شده است.

نمایندگان پارلمان اروپا می گویند "دستور اخیر رئیس قوه قضائیه به ممنوعیت اعدام در ملا عام و منوعیت بازداشت های طولانی بدون محاکمه"، امیدهایی برانگیخته است. این نمایندگان از مجلس جدید ایران خواسته است پیشتر روند و "به سرعت قوانین مربوط به مجازات مرگ و سنگسار در ایران را اصلاح کنند".

در پایان این یبانیه از شورا و کمیسیون اروپا خواسته شده است که وضعیت حقوق بشر در ایران را زیر نظر داشته باشند، و در پایان سال ۲۰۰۸ گزارشی به پارلمان ارائه دهند که شامل پیشنهاداتی برای تامین مالی پروژه هایی تحت نظر سند اروپای دموکراسی و حقوق بشر باشد.

همزمان سخنگوی وزارت خارجه فرانسه روز پنجشنبه و همزمان با محکوم شدن سومین فعال حقوق زنان ایرانی در هفته های اخیر از ایران خواست به تعهدات بین المللی خود پایبند باشد و "به حق زنان برای بیان نظراتشان احترام بگذارد."

ناهید جعفری، از فعالان کمپین یک میلیون امضا، روز دوشنبه دوم اردیبهشت به اتهام اخلال در نظم عمومی به 6 ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شده است.

دو روز پیش از آن نیز نسرین افضلی، روزنامه نگار و از فعالان کمپین یک میلیون امضا، با اتهامی مشابه حکم مشابهی گرفته بود.

در ماه اسفند سال گذشته نیز مرضیه مرتاضی لنگرودی، از فعالان زنان، به ۶ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شده بود. این احکام به مدت دو سال تعلیق شده است

منبع خبر

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط مهناز  | 

 بیانیه کانون صنفی معلمان

ادوارنیوز:  کانون صنفی معلمان ايران به مناسبت هفته معلم بیانیه ای صادر کرده است. این نهاد صنفی در بیانیه خود به تشریح برنامه های کانون در هفته معلم پرداخته است:

همکاران محترم؛

بی­ترديد سال ۸۶ يکی از تيره ­­ترين سال­هايی بود که جامعه معلمان ايران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه ۸۵ که با دستگيری تعداد زيادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زيادی از فرهنگيان شريف پايان يافت، به دليل سانسور شديدی که به واسطه­ی بخشنامه شورای عالی امنيت ملی بر رسانه­ها حاکم شد چنين به نظر رسيد که تشکل­های صنفی سکوت پيشه کرده­اند و يا از وحشت، در لاکِ خويش فرو رفته­اند و يا همکاران خود را فراموش کرده­اند.

در چنين شرايطی جا داشت مسئولان کشور به ويژه نهادهای امنيتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنيت جامعه قلمداد می­کنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معيشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکل­های صنفی و اعتراضات معلمان هيچگونه تأثيری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگيان نداشته است فرصت را غنيمت شمرده و در عمل اين ادعای خود را به اثبات می­رساندند و با حلّ تدريجی مشکلات فرهنگيان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصن­ها و انجام حرکت­های اعتراضی را به کلی نفی و انکار می­کردند.

اما همانگونه که شاهد هستيم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بی­تفاوت نيز به هوا برخاست و اکثريت معلمان هرگونه ترديد نسبت به اين جمله که « تا نگريد طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بين بردند. با اين وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعده­های داده شده را از ياد بردند. به طوريکه حتی حقوق اندک معلمان حق­التدريس نيز بيش از ۶ ماه به تأخير افتاد و در عوض با توزيع توهين­آميز بن­های نخود و عدس و ... به تحقير بيشتر فرهنگيان پرداختند.

همکاران گرامی

طی يک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستيم تا شايد عقلای قوم به خود آيند و در روش­های مذکور تغييری ايجاد نمايند. اما نامه­ها، گلايه­ها، طومارها و زمزمه­های معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هيچکس نرسيد و احدی خود را موظف به پاسخگويی به اين قشر فرهيخته نديد و مسئولان کشور با اين عمل خويش به معلمان آموختند که تنها راه رسيدن به حقوق حقّه فرهنگيان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه ۸۵ شاهد آن بوديم.

عزيزان

در شرايطی که اخبار معلمان را در رسانه­ها منعکس نمی­کنند و وزير و ساير مسئولان کشور از گفت و گو با تشکل­های صنفی و نمايندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کرده­اند، در شرايطی که صندوق ذخيره فرهنگيان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگيان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگيان کاملاً محرز است سپرده­اند. در شرايطی که علی­رغم وعده­های داده شده ضعيف­ ترين افراد به بالاترين پست­های اين وزارتخانه گمارده می­شوند، در شرايطی که اکثريت نمايندگان مجلس در برابر خواست فرهنگيان می­ايستند و از وزيری که منفور معلمان بوده است حمايت می­کنند و پس از برکناری وی توسط رئيس جمهور فرد نالايق ديگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحيتش را تأئيد نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعيت کل کشور تائيد می ­کنند، در شرايطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نيز درآورده است برای سال ۸۷ فقط ۶ درصد افزايش حقوق در نظر گرفته می­شود، در شرايطی که با وجود وعده­های داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئيس جمهوری در اجرای قانون مديريت خدمات کشوری تعلل می­کند، در شرايطی که حقوق ناچيز فرهنگيان حتی نيمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمی­دهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقيرآميز کارآمدی خود را از دست می­دهند و زندگی فلاکت­باری را می­گذرانند، در شرايطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به اين جرم که پرسيده­اند چرا قوانين مصوب خود را اجرا نمی­کنيد و چرا افراد نالايق را کنار نمی­گذاريد با احکامی چون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه می­شوند. به راستی چه بايد کرد؟ آيا معلمان در برابر همکاران و ساير اقشار جامعه به ويژه دانش­آموزانی که چهره­هايشان هر روز زردتر از روز قبل می­گردد هيچ مسئوليتی ندارند؟ آيا نبايد پرسيد که چرا از آمدن پول نفت که قيمت آن به شکل سرسام­آوری افزايش يافته است بر سرِ سفره ملت ايران خبری نيست؟

بر اين اساس و با توجه به اينکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند ۸۵ را به دليل شرايط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگيان می­دانيم که همچون ساير اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای اين هفته معلم تدوين و اجرا نماييم. اميدواريم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پير و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حق­التدريس در مدارس دولتی و غيرانتفاعی با هر ديدگاه و تفکری، تنها و تنها به نيتِ دفاع از شرافت معلمی خويش و در پاسخ به بی­مهری­ها، توهين­ها و تحقيرهايی که صورت گرفته و می­گيرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را يکبار ديگر به مردم و مسئولان بنمايانند تا بعد از اين احدی به خود اجازه ندهد که اين قشر فرهيخته، زنده و پويا را ناديده بگيرد و يا نسبت به نمايندگان آنان بی­حرمتی روا دارد.

برنامه­های کانون صنفی معلمان ايران در هفته معلم:

۱- پنج­شنبه ۱۲ ارديبهشت از ساعت ۱۵ الی ۱۷ حضور همزمان و با شکوه فرهنگيان تهرانی در شهرری، ابن­بابويه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران